عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
337
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
گرمابه بكشتند اندر سنه ثلث و عشرين و ثلثمائه . و بجكم ما كانى [ 1 ] سالار آن غلامان بود . و محمد بن المظفر ( به ) نيشاپور ناليده [ 2 ] گشت ، و علت برو صعب شد . پس امير سعيد ، مرا بو على احمد بن محمد بن المظفر [ 3 ] به نيشاپور فرستاد ، و محمد را باز كرد . و احمد اندر محرم سنه ثمان و عشرين و ثلثمائه سوى گرگان شد ، و شهر بر ماكان حصار كرد ، و كار بر وى تنگ گشت . و همه قوم ماكان از ابو على زينهار [ 4 ] خواستند ، كه علف تنگ شده بود . و ماكان سوى طبرستان بگريخت ، و ابو على سوى قومس [ 5 ] شد ، اندر سنه تسع و عشرين و ثلثمائه . و از آنجا به رى شد . و شمگير بن زيار [ 6 ] آنجا بود ، از ماكان استعانت خواست . او از طبرستان بيامد ، و بر در رى حرب كردند . ابو على ايشان را هزيمت كرد ، و از لشكر ايشان بسيار بكشتند ، و ماكان اندر معركه كشته شد ، [ 7 ] سر او به بخارا فرستاد ، و از آنجا بصحبت عباس بن شفيق ببغداد فرستاد .
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : به حكم ؟ كه صحيح آن بجكم نام تركيست بمعنى غژ گاو ( ديوان لغات الترك 1 ر 401 ) و اين شخص غالبا همان ابو الحسن به حكم رايقى امير الامراء ذو القعده 326 ه . است كه سكه هم بنام خود زده ( زمباور 11 ) . [ ( 2 - ) ] ناليده در اين جا بمعنى رنجور و مريض است ، كه در تاريخ بيهقى مكررا به همين معنى نالان آمده . [ ( 3 - ) ] ابو على احمد سكه هم زده و 29 رجب 344 ه . وفات اوست ( زمباور 310 ) . [ ( 4 - ) ] در طبع تهران : ما مار خواستند ؟ در اصل و ب : زينهار . [ ( 5 - ) ] هر دو : قومش ؟ كه صحيح آن قومس بضمهء قاف و كسرهء ميم معرب كومس ناحيت وسيع در طبرستان است ( مراصد 1134 ) . [ ( 6 - ) ] ب : و سمكيرين مار مار ؟ و شمگير بن زيار ملقب به ظهير الدوله ابو منصور پادشاه دوم آل زيار طبرستان كه در سنه 323 ه . حكمران شد و سكه زد ( زمباور 319 ) . [ ( 7 - ) ] اين جنگ روز پنجشنبه 21 ربيع الاول 329 ه . بود ( تاريخ طبرستان 297 ) ابن خلدون گويد چون و شمگير در سنه 330 ه . بخراسان رفت تمام اسيران را به او بخشيدند و بقى الرأس ببخارا و لم يحمل الى بغداد ( 4 ر 345 ) .